تبليغاتX
html> * *•. ღترانه ی بارانღ.•* *

به نام او که آغاز اقاقی ست و نامش تا همیشه سبز و باقی ست

 زمین می چرخد همچنان...

وما در آن...سرگردانیم.

حال خود را هم انگار نمی دانیم...

ما خود نیستیم دگر...

تو...تنها بازی می کنی و من...تنها بازی و آنها...

 همه ما شدیم بازیگر و خود نمی دانیم.

تو او را بازی می کنی و من اوی دیگر...

 نه تو خود تویی و نه من خود من...

 انگار از خود می ترسیم...از آدم ها هم...

 یک جا شاید جای بازی ماست...نه هر جا!!!

  دیگر گفتنش جایز نیست!...

نوشته شده توسط حامد در شنبه بیست و سوم شهریور 1387 ساعت 15:58 | لینک ثابت |

خاموش باشید و گوش دهید.!

در دعا ها ان قدر با خدا حرف می زنیم که صدای (او) را نمی شنویم.

خاموش بودن را بیاموزید..انگاه خواهید شنید.

تا زمانی که صدای (او ) را نشنوید به ارتباط واقعی با (او) دست نیافته اید.

سلاام...

خواستم بگم توو این ماه مبارک برای من و حامد هم دعا کنید..یا خدا با خدا تا خدا.

   درسا

 

 

نوشته شده توسط حامد در یکشنبه هفدهم شهریور 1387 ساعت 14:28 | لینک ثابت |

دلم گرفته خیلییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی

ای کاش ...

بازم هیچی چون ای کاشی وجود نخواهد داشت

کاش الان که از سایت برم بیرون بارون بیاد اونقدر که تو قطره های بارون گم بشم و برم و برم برم و ............

نوشته شده توسط حامد در دوشنبه یازدهم شهریور 1387 ساعت 15:49 | لینک ثابت |

سلااام...

چند روزی بود که به مشکلات خودم و اطرافیانم فکر می کردم .به واکنششون نسبت به مشکلات..تا این مطلبو خوندم ..امیدوارم این مطلب  طرز فکر شما رو هم تغییر بده...

((در زندگی نکته ی با مزه ای هست .اگر چیز های متوسط را نپذیرید اغلب بهترین ها نصیبتان خواهد شد))

در زندگی هر زن و مردی زمانی فرا میرسد که به تلاش فوق العاده ای نیاز است .زمانی که هر دری را زده و نتیجه نگرفته ایم .زمانی که زندگی ظالمانه به نظر میرسد.بعضی از مردم چنین شرایطی را فرصتی می دانند تا توانایی های خود را بهتر ظاهر سازند.بعضی ها هم اجازه می دهند این تجربیات تلخ انها را نابود سازد.

به یاد داشته باشید:

تنها یک دسته از مردم هستند که هیچ مشکلی ندارند:ان ها که در گورستان خوابیده اند.تفاوت موفقیت و شکست در اتفاقی که می افتد نیست بلکه تفسیر ما از این اتفاقات و عکس العمل ما در برابر حوادث است که این تفاوت را ایجاد می کند!

یک ضربالمثل قدیمی می گوید:((اگر معتقد باشید که میتوانید کاری را انجام دهید یا برعکس .عقیده داشته باشید که نمیتوانید ان کار را به انجام برسانید در هر دو صورت درست فکر کرده اید.)) 

سبز باشید

درسا

نوشته شده توسط حامد در یکشنبه دهم شهریور 1387 ساعت 14:36 | لینک ثابت |

 

 

ساعت 3 شب بود كه صداي تلفن , پسري را از خواب بيدار كرد...پشت خط مادرش بود..... پسر با عصبانيت

 گفت: چرا اين وقت شب مرا از خواب بيدار كردي؟؟؟؟؟؟ مادر گفت:25 سال قبل در همين موقع شب تو مر

ا از خواب بيدار كردي..... فقط خواستم بگويم تولدت مبارك پسرم..... پسر از اينكه دل مادرش را شكسته بو

د تا صبح خوابش نبرد.....صبح سراغ مادرش رفت.....وقتي داخل خانه شد مادرش را پشت ميز تلفن با شمع

 نيمه سوخته يافت..... ولي مادر ديگر در اين دنيا نبود.....دل هیچ کسی رو نشکن

 

نوشته شده توسط حامد در پنجشنبه هفتم شهریور 1387 ساعت 11:37 | لینک ثابت |

پرنده لب تنگ ماهی نشسته بود و به ماهی نگاه میکرد و

   می گفت:((سقف قفست شکسته!چرا پرواز نمیکنی؟؟؟))

با خودم فکر میکنم که چقدر پرنده در اطرافم وجود دارد

                و

 من چه قدر ماهی هستم !ا

طرافیانم مدام می گویند از قفس سرشکسته وابستگی به تو بیایم بیرون.اما من میدانم بیرون امدن همان و مردن همان!

اخر یکی نیست به این پرنده های دلسوز بگوید کجای دنیا ماهی میتواند بدون اب زندگی کند ؟؟؟؟؟

                                         کجای دنیا؟؟؟

 ¤درسا¤

نوشته شده توسط حامد در یکشنبه سوم شهریور 1387 ساعت 12:57 | لینک ثابت |

نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد نمی خواهم بدانم كوزه گر از خاك اندامم چه خواهد ساخت ولی بسیار مشتاقم كه از خاك گلویم سوتكی سازند گلویم سوتكی باشد به دست طفلكی گستاخ و بازیگوش و او یكریز و پی در پی دم گرم خموشش را در گلویم بفشارد وخواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد بدین سان بشكند دائم سكوت مرگبارم

نوشته شده توسط حامد در جمعه یکم شهریور 1387 ساعت 0:58 | لینک ثابت |

از همان روزی که دست حضرت قابیل

گشت اغشته به خون حضرت هابیل

از همان روزی که فرزندان ادم

صدر پیغام اوران حضرت باری تعالی

زهر تلخ دشمنی در خونشان جوشید

                                                                 ادمیت مرد ...

گرچه ادم زنده بود... !

از همان روزی که یوسف را برادرها به چاه انداختند

از همان روزی که باشلاق وخون دیوار چین را ساختند

ادمیت مرد ...

بعد دنیا هی پر از ادم شدواین

                                    اسیاب گشت وگشت

                                                          قرنها از مرگ ادم هم گذشت

                                                                               ای دریغ ادمیت برنگشت... !

 

 

نوشته شده توسط حامد در دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387 ساعت 11:54 | لینک ثابت |

سلام!

ننوشتن راحت بود از نوشتن!

شایدم برعکس!شایدم طبق معمول باید برم زیر پتو گریه کنم بعد بفهمم ورق کاغذ دنیالم نیست بعد برم ورق کاغذ بیارم

بعد مامانم بگه:((باز میخوای شعر بگی؟))

بعد من بگم اهم!

بعد....

حالا اون ۶سال و ۹ماه شده ۲۰ صفحه داستان که نمیتونم ادامش بده!

چون این ۲تا خولوچل خودشنم نمیفهمن چه برسه به من!

بگذریم!

بعد...

با قلب پاره پاره و درگیر ....آمدم

چون خسته ای نشسته به زنجیر آمدم

دستت به دست یار دگر عازم سفر

من عاشق شما شدم و ...دیر آمدم

نوشته شده توسط حامد در یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387 ساعت 0:54 | لینک ثابت |

آفتابگردان

رو به آفتاب حقيقت

 

سحرگاه

 خيال خوش خواب‌آلود

نوشته شده توسط حامد در یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387 ساعت 0:23 | لینک ثابت |

 انكه بر فراز بلندترين كوه رفته باشد ؛ خنده مي زند بر همهء نمايش هاي غمناك و جدي بودن هاي غمناك.

نوشته شده توسط حامد در شنبه بیست و ششم مرداد 1387 ساعت 10:34 | لینک ثابت |

بسیاری از ما (بد حال) بودن را طبیعی می دانیم ، اما برای خوشحال بودن باید دلیلی داشته باشیم. اما شما برای احساس خوشحالی به هیچ بهانه ای نیاز ندارید.می توانید هم اکنون تصمیم بگیرید که خوشحال باشید ، به این دلیل ساده که زنده اید ، به این دلیل که چنین می خواهید . لزومی ندارد که منتظر چیزی یا کسی باشید!

نوشته شده توسط حامد در پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387 ساعت 15:35 | لینک ثابت |

گذشتن از سختی های پیش رو ، چندان سخت تر از آن چه پشت سر گذاشته ایم نخواهد بود .

نوشته شده توسط حامد در پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387 ساعت 15:32 | لینک ثابت |

میهن پرستی ، همچون عشق فرزند است به مادر

نوشته شده توسط حامد در پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387 ساعت 15:25 | لینک ثابت |

عشق همچون توفان سرزمین غبار گرفته وجود را پاک می کند و انگیزه رشد و باروری روزافزون می گردد .

نوشته شده توسط حامد در پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387 ساعت 15:23 | لینک ثابت |

سنگین ترین چیزها برای آدم بار گناه است .

نوشته شده توسط حامد در پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387 ساعت 15:22 | لینک ثابت |

دانش برترین داده های یزدان پاک است . خردمند همیشه سرور است .

نوشته شده توسط حامد در پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387 ساعت 15:21 | لینک ثابت |

ده چیز بر ده گروه خاصه بر دانش پژوهان نکوهیده است : دروغ گفتن به فرمانروا ، سپهبدی که زر بر سپاه خویش نپراگند ، مرد سپاهی که از پیکار بهراسد ، دانشمندی که چون چیزی در نظرش مطبوع افتد دل به هوس سپارد و از گناه نترسد ، پزشکی که خود بیمار و دردمند شود . تنک مایه ای که به دروغ به سرمایه و دارایی خویش نازد ، سفله ای که بر هر کس که چیزی دارد رشک برد ، خردمندی که زود خشم بود ، و به چیز کسان طمع ورزد ، کسی که رهنمایی از نادان امید دارد ، و آنکه کارگاه و یا بنیادی سترگ را به کاهلی سپارد ، و بی خردی که خردجوی نباشد . بزرگمهر بختگان

نوشته شده توسط حامد در پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387 ساعت 15:18 | لینک ثابت |

اگر غرورت را گم کرده ایی به کوهستان رو  ، و اگر از جنگ خسته ایی به دریا .

نوشته شده توسط حامد در پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387 ساعت 15:14 | لینک ثابت |

 

حقیقت مانند آب دریا است چون نمک آب دریا زیاد است تشنگی را رفع نمی کند. اگر حقیقت آدمی تحریف شود مثل آب شور دریا خواهد بود که تشنگی اش را رفع نخواهد کرد.

نوشته شده توسط حامد در پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387 ساعت 15:11 | لینک ثابت |

شکست های زندگی ، درهای پیروزی را می گشاید و خودپسندی درهای پیروزی را یکی پس از دیگری می بندد .

نوشته شده توسط حامد در پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387 ساعت 15:8 | لینک ثابت |

هیچ گاه از راستی و درستی خویش آزرده مباش چون همیشه در انتهای هر داستان تو برنده ایی ! .

نوشته شده توسط حامد در پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387 ساعت 15:2 | لینک ثابت |

نخستین گام در راه پیروزی ، آموختن ادب است و نکو داشت

نوشته شده توسط حامد در پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387 ساعت 15:0 | لینک ثابت |

کسی در شمار دانایان است که بر آنچه از دستش رفته افسوس نخورد  ، از نایافته به رنج نباشد ، چون در طلب مرادی با سختی رویا رو شود سست نگردد و دل به ناامیدی نسپارد .

نوشته شده توسط حامد در پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387 ساعت 14:58 | لینک ثابت |

گاهی تنها راه درمان روانهای پریشان ، فراموشی است.

نوشته شده توسط حامد در پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387 ساعت 14:57 | لینک ثابت |

ایمان از کردار جدا نیست و عمل از پندار .

نوشته شده توسط حامد در پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387 ساعت 14:52 | لینک ثابت |

                              

بسیاری از دین ها به شیشه پنجره می مانند.راستی را از پس آنها می بینیم، اما خود، ما را از راستی جدا می کنند .

نوشته شده توسط حامد در پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387 ساعت 14:51 | لینک ثابت |

آدم عاقل وقتی عاقل است که عاشق باشد...

 

و آدم احمق به این دلیل احمق است که خیال

 

می کند عاشق است...

نوشته شده توسط حامد در پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387 ساعت 14:22 | لینک ثابت |

بر روی خاک برای خود گنجها نیندوزید...

 

جایی که کرم و خاک آن را تباه سازد...

 

بلکه گنجها را برای خود در آسمان  بیند وزید...

نوشته شده توسط حامد در پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387 ساعت 14:21 | لینک ثابت |

صاحب کمالی گفت: به سرزمین مغرب طبیبی را دیدم که مریضان

 

 در پیش رو,درمانشان را وصف همی گفت: پیش رفتم و گفتم,خدایت بیامرزد

 

مرا نیز درمان کن. ساعتی درمن نگریست و سپس گفت:عرق فقر وبرگ

 

بردباری را با هلیله ی فروتنی گرد کن و همه را در ظرف یقین بگذار و آب

 

خشیت در آن ریز و آتش غم زیرش روشن کن. سپس با صافی مراقبت

 

درجام رضایش  بپالای.

 

 پس از آن به آب زهد مزمزه کن و خود را ار آزو طمع

 

محفوظ بدار. انشاء ا... خداوند شفایت دهد.

نوشته شده توسط حامد در پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387 ساعت 14:20 | لینک ثابت |

درباره وبلاگ
شاعر و فرشته ای با هم دوست شدند . فرشته پری به شاعر داد و شاعر ، شعری به فرشته . شاعر پر فرشته را لای دفتر شعرش گذاشت و شعرهایش بوی آسمان گرفت و فرشته شعر شاعر را زمزمه کرد و دهانش مزه عشق گرفت. خدا گفت : دیگر تمام شد . دیگر زندگی برای هر دوتان دشوار می شود . زیرا شاعری که بوی آسمان را بشنود ، زمین برایش کوچک و فرشته ای که مزه عشق را بچشد، آسمان برایش تنگ است .
فهرست اصلی
نویسندگان
پیوندها
عالم پس از مرگ
دل نوشته های یک گرافیست
چرت و پرت های یه دختر کوشولوی آتیش پاره ی شیطون بلا
جز عرش هر چه بینی اثرش کم شود آخر...
دانلود نرم افزار های روز دنیا
یه وبلاگ باحال
لبخند حتی زیر تیغ
بزرگترین وبلاگ کل کل دختر و پسر
این وبلاگ برای شیطونای عاشق مناسبه!؟!؟!
MJمحمد رضا
پاتوق دو دوست
برای همزبانم
دوستت دارم
سلامی به عاشقان دلخسته
"علیرضا ملیکا "
فرشته مهربون من
غوغای عشق
یک چیزجالب
ღ♥ღ چند تا خط خطی ساده ღ♥ღ
دل نوشته های باران
ღ دوست دارم تا همیشه ღ
شاید هرگز نباشم....
مهرآوه
شقایق گل من
پسر تنها
هرگز خداحافظی نکن
.... نقطه ته خط ... صبور
:: قالب بلگفا ::
امکانات

کلیه ی حقوق این وبلاگ توسط حامد محفوظ است.طراحی شده توسط مسعود.